
کیش 2 : کشتی بادبانی یا بخار؟؟؟
خب دفعه ی پیش گفتم بعدا بیشتر توضیح می دم !
توی پاساژا که اصلا خوش نمی گذشت آخه من اصلا از خرید خوشم نمیاد راستش رو بگم در تمام اون 4 روز تقریبا 3 روزش رو یا کمی بیشتر در پاساژ ها سر می کردیم وقتی هم که به این همه خرید رفتن اعتراض می کردم خب جوابمو معلوم بود چون با رها شنیده بودمش همه می گفتن خب ترمه جان کیش جزیره ی تجاری هست همش خریده !
با این که قانع نمی شدم می گفتم چشم قانع شدم تمام وقت می ریم خرید چون کیش جزیره ی تجاریه ! مگه کار دیگه یی هم می تونستم بکنم ؟؟؟
اونجا که بودیم یکی دیگه از دلایلی که دوست نداشتم بریم پاساژ این بود که همیشه از طبقه اول تا آخر پاساژ ها رو نگاه می کردیم ! شاید بگین این کجاش بده ؟؟ اصل مطلب اینه که همیشه در آخرین طبقه ی پاساژ ها با چیزی رو به رو می شدیم به نام : کافی نت .
خب من رو که می شناسین عشق اینترنت اون موقع بود که یه حلقه هایی توی چشمام درست می شد دستام بی حس می شدن چونه ام می لرزید و چیزی که از همه بیشتر منو آزرده می کرد این بود که اجازه نداشتم وارد اونجا بشم !
خداییش ظلمه یه هفته کامپیوتر و اینترنت نداشتن زوره زور !
چون از خرید خوشم نمیاد هم چین چیز زیادی هم گیرم نیومد نصف چیزایی رو هم که خریده بودم به دوستام رسید چیزایی با عنوان : سوغاتی!
یکی دیگه از چیز هایی که توی کیش توجه منو به خودش جلب کرده بود وجود یک سری موجوداتی بود به نام : مارمولک !
توضیح بیشتر بخوام بدم این جوری میشه :
این جانوران بیشتر در نواحی ای به نام رستوران یافت می شدن که در نزدیکی سواحل نیلگون خلیج فارس قرار داشتند و از باقی مانده ی غذای انسان ها تغدیه می کردند بر خلاف مارمولک هایی که در همه جا وجود دارند این مارمولک ها بسیار چاق و تپل بودند ! تعجبی هم نداشت وقتی هر روزه از غدا هایی مانند : کباب میگو ، میگو کباب شده ، میگو سوخاری ، میگو خام ، میگو نیم پز ، نیمرو میگو ، میگو سرخ شده ، میگو پخته ، مخلوط دریایی و از همه مهمتر گوشت کوسه تغذیه می کنند باید هم به این شکل باشند من جای این مارمولک ها بودم اکنون 120 هزار تن وزن داشتم !( بچه ها هر وقت رفتین کیش این رستوران های دریایی نرین اگر هم رفتین فقط میگو سوخاری سفارش بدین نه مخلوط دریایی نه گوشت کوسه هیچ کدوم از اینا رو نخورین مخصوصا گوشت کوسه من حاضرم 99999999 تا کوسه من رو بخورن ولی دیگه گوشت کوسه نخورم واقعا بد مزه بود)
در مورد کشتی یونانی هم باید بگم که:
در سال 1343 یه روز صبح مردم شاهد این ماجرا بودن که یه کشتی یونانی که ظاهرا سرعتش زیاد بوده و نتونستن مانع پیشرویش بشن تا ساحل میاد و گیر می کنه خیلی تلاش می کنن که درش بیارن ولی نتونستن بعد مسافر هارو پیاده می کنن و سوار یه کشتی دیگه می کننشون و می فرستنشون خونه هاشون !
خواهرم که داشت اینارو توضیح می داد من گفتم : اااا چه جالب فرض کن یه روز صبح از خواب پاشی ببینی یه کشتی جلوی خونه اته !
وقتی یه نگاهی به دورو برم انداختم به این نتیجه رسیدم که این اتفاقی که من گفتم برای هیچ کس نیوفتاده چون خونه ای در کارنبود که هیچی هیچ ساختمونی هم اون اطراف وجود نداشت !
این کشتی خیلی منو به خودش جذب کرده بود همش دوست داشتم برم توش !
دوست خواهرم مسخره ام می کرد و می گفت این یه کشتی بخار ساده اس همچین قدیمی هم نیست حال مثلا یه کشتی بادبانی بود باز می شد گفت کشتی بادبانی قدیمیه دوست داری بری توشو ببینی این هیچ چیز خاصی نداره !
ولی خب از علاقه ی من به ورود به اونجا چیزی کم نشد !
اگه شما هم مثل من اون کشتی رو از نزدیک ببینین عاشقش می شین !
یه چیز دیگه هم که توی کیش قابل توجه بود این بود که توی کیش اصلا ماشین شخصی نمی دیدی ! اگر هم می دیدی شاید روزی 2 تا یا 3 تا اگه یه 24 ساعت کامل بیرون می موندیم و ماشین شخصی ها رو می شمردیم واقعا انگشت شمار بودن و این که در کل شهر سرعت بیشتر از 60 ممنوع بود حالا بعضی جاها لطف می کردن منت سرمون می ذاشتن به جای 60 می نوشتن 70 فرض کنین واقعا اگه با لاک پشت مسابقه می دادیم لاک پشته برنده می شد ! عوضش حتی یه دونه هم چراغ قرمز در سطح شهر وجود نداشت ! و یه چیزه دیگه بوق زدن در کل سطح شهر ممنوع بود !
یه جای دیگه ای هم که وجود داشت کاریز بود که چیز خاصی نبود من ازش چیزی سر در نیاوردم چون به توضیحات گوش نمی دادم یه جایی بود زیر زمین و کوچه پس کوچه داشت در زمانی که همه یه جا وایستاده بودن تا به حرف های راهنما گوش بدن من تو کوچه پس کوچه ها دور می زدم باکی از گم شدن نداشتم به 2 دلیل :
1_این که همه جا علامت گذاری شده بود
2_تجربه های من ثابت می کرد که گم نمی شم چون همه جا به همه جا راه داشت
آخر سر هم توسط 2 تا اردک یکی سفید و یکی سیاه که عکسشون رو مشاهده می کنین بدرقه شدیم این اردک ها عاشق گروه ما شده بودن از وسط راه که باهاشون رو به رو شده بودیم تا زمانی که به یه تابلو رسیدیم که روش نوشته بود خروج اینا دنبالمون اومدن !
دیگه هیچی ندارم که در مورد کیش بگم ولی تا مطلب بعد بای!
No comments:
Post a Comment